بابا طاهر عريان ، سيد على همدانى ، خواجه عبد الله انصارى

آئين رهروان 236

مقامات عارفان ( آئينه بينايان ، اسرار النقطه ، آئين رهروان ) ( فارسى )

نه در اختر حركت بود و نه در چرخ سكون * گر نبودى به زمين خاك‌نشينانى چند تلبيس سوم ، مختص اهل تمكين از انبياء و ورثه آنان از علماء محققين است كه وجود آنان محض اشفاق و ارفاق و ترحم حقتعالى است بر بندگان خود ، براى اينكه همه را استعداد رسيدن به بارگاه قرب احديت نيست و آنان خود را در لباس مردم به مردم مىنمايانند كه تا مردم با اطاعت اوامر آنان رستگار و از مهالك و پرتگاههاى خطرات عالم طبيعت بازرهند و به اين قبيل اولياء حضرت حق در حديث قدسى اشاره فرموده : « اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى . » آنگاه ( وجود ) است وجود دريافتن حقيقت اشيا است و آن روشنترين مراتب شهود و مشاهده اشياء است و سه قسم دارد : 1 - دريافتن علم و دانش لدنى و فراستى است كه موجب برافتادن علوم استدلالى باشد . 2 - وجود و دريافتن حقيقت حق كه منقطع از اشارات است . 3 - مقام اضمحلال و فناء آثار وجود در حقيقت هستى است . ( تجريد ) عبارت از پاك كردن سر و حقيقت از تعلّقات كونين و خلع شهود و تعيّنات و انقطاع ارادت او از همه مطلوبات و تعيّنات است ، و آن سه درجه دارد : 1 - نفى هر علم تعيّنى است كه براى عارف از حقيقت كشف حاصل مىشود . و اين تجريد را تجريد كشفى نامند يعنى كشف خود را از آلايش كسب و كوشش مجرد گرداند تا بتواند با علم حاصل از حق به حق معرفت

--> * شود به‌طورىكه از او اسم و رسم و اشاره برود كه شخص عارف درين مقام تمكن پيدا كند و بتواند با هر لباسى كه اراده‌اش تعلق بگيرد متلبس شود ، و همچنين بتواند معروف خود را در هر صورت حقانى و خلقى بشناسد كه مولوى مىفرمايد : ديده‌اى خواهم كه باشد حق‌شناس * تا شناسد شاه را در هر لباس يا در جاى ديگر مىفرمايد اين‌همه آوازها از شه بود * گرچه از حلقوم عبد اللّه بود